الشيخ أبو الفتوح الرازي
10
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
حسن بصري و مقاتل گفتند : چون اين آيت آمد ، عمّار ياسر و عبد اللَّه مسعود و جماعتى گفتند - و اگر چه اندك بودند - كه : به خداى ( 1 ) اگر خداى و رسول ما را بفرمايند كه خود را ( 2 ) بكشيم و خانهها رها كنيم و برويم . اين حديث به رسول - عليه السّلام - رسيد ، گفت : انّ من امّتي رجالا الإيمان أثبت في قلوبهم من الجبال الرّواسي ، از امّت من مردانى ( 3 ) هستند كه ايمان در دل ( 4 ) ايشان از كوهها ثابتتر و محكمتر است . ابن كثير و نافع و ابن عامر و كسائي خواندند : « أن اقتلوا » ، « او اخرجوا » ، بالضّم فيهما « نون » و « واو » بضمّ ، و عاصم و حمزه هر دو مكسور خواندند ، و ابو عمرو ( 5 ) « واو » ( 6 ) مضموم خواند و « نون » مكسور . آنان كه هر دو مضموم خواندند ، اتباع كردند ضمّه را به ضمّه ، و آنان كه هر دو مكسور خواندند بر اصل تحريك التقاء ساكنين حمل كردند كه آن كسره باشد . و ابو عمرو « نون » بر اصل التقاء ساكنين به كسر رها كرد و ضمّ در « واو » براى نسبت آورد كه « واو » اخت ضمّه است . * ( وَلَوْ أَنَّهُمْ فَعَلُوا ما يُوعَظُونَ بِه ) * ، حق تعالى گفت : اگر آنچه فرمودم از قتل نفس و رها كردن نشيمن سخت بود برايشان و اندكى مردم به جاى آوردند ، اكنون آنچه كم از آن است كه ايشان را از آن ( 7 ) وعظ كردند ، اگر ( 8 ) به جاى آرند ايشان را بهتر باشد . * ( وَأَشَدَّ تَثْبِيتاً ، ) * در او دو قول گفتند : يكى آن كه معنى ( 9 ) آن است كه ثابتتر و پاى بر جايتر در باب اعتقاد [ و بصيرت براى آن كه اعتقاد ] ( 10 ) حق ( 11 ) ، از سر دليل و حجّت اعتقادى ( 12 ) علمى باشد مقتضى سكون نفس ، به خلاف اعتقاد جهل و تقليد و تنحيت ( 13 ) كه نفس به آن مضطرب باشد . و قولى دگر آن كه مراد به ثبات نفع ثواب
--> ( 1 ) . مر كه . ( 2 ) . مر بكشى كه . ( 3 ) . مر : مردمانى . ( 4 ) . مر : دلهاى . ( 5 ) . مر : ابن عمرو . ( 6 ) . مر را . ( 7 ) . وز ، تب ، آج ، لب ، مر : را به آن . ( 8 ) . مر ايشان . ( 9 ) . مر : معنىاش . ( 10 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد . ( 11 ) . مر كه . ( 12 ) . تب ، آج ، لب : اعتقاد . ( 13 ) . تب : به تنحيت .